مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم؛ باران هم ندارد شورِ اشکِ دیدۀ ما را نمکـدان هم به دنبال دوای درد خود جایی نمیگردیم که ای محبوب ما! همواره درد از توست؛ درمان هم تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام که بر تو میکند تعظیم حتی نامسلمان هم تو آن دست کریمی که گره وا میکنی از خَلق گرههایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم رسید از راه، ایام وصال و پای من لنگ است اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگلَنگان هم نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم دلِ مجنون نه در گلزار، در صحرا شود آرام ولی این روزها پس میزند ما را بیابان هم به انگور نجف محتاجتر از ما نخواهی یافت چه انگوری که مثلش را نمییابند مستان هم عراقیها به سمت بارگـاهت راه افـتادند دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم مسیح از دور میآید، کلیم از طور میآید شبیه مور میآید عصاکوبان سلیمان هم حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد که زهرا میزبان کربلای توست، مهمان هم شکایت میکنم بر تو، از این هجران طولانی از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم دلم سیر است از دنیا؛ بگیر ای عشق جانم را مگر پایان بگیرد در زمانِ مرگ هجران هم |